پائین ترین عذاب دوزخ کجا است و سخت ترین عذاب دوزخ چیست و بهترین مکان بهشت چیست؟
پائین ترین عذاب دوزخ کجا است و سخت ترین عذاب دوزخ چیست و بهترین مکان بهشت چیست؟
الحمدلله،
سخت ترین عذاب جهنم مربوط به منافقان است که در پایین ترین قسمت جهنم قرار می گیرند چنانکه الله تعالی می فرماید:« إِنَّ الْمُنَافِقِینَ فِی الدَّرْکِ الأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ»(نساء 145)
یعنی: منافقان در پایینترین درکات دوزخ قرار دارند؛
درک: فروترین پله و طبقه است و به آنچه در بالا قرار دارد، «درج» گفته میشود. یعنی: درجه در بلندی به کار میرود و «درک» در پایینی. روایت شده است که دوزخ دارای هفت طبقه است و منافق در فروترین طبقه آن که «هاویه» نامیده میشود، قرار دارد «و هرگز برایآنان هیچ یاوری نخواهی یافت» که از این درک اسفل نجاتشان دهد. عبدالله بنمسعود رضی الله عنه میگوید: «منافقان در درک اسفل در صندوقهای سربستهای ازآتش قرا دارند». دلیل سختتر بودن عذاب منافق از کافر این است که:
1ـ منافق در دنیا از شمشیر مسلمانان در امان مانده است، پس عدالت ایجاب میکند که در آخرت تاوان آن را بازپس دهد.
2ـ علاوه براین که منافق در کفر خود همانند کافر است، اسلام و مسلمین را هم به ریشخند گرفته است.
3ـ کفر منافق شدید و غائلهها و فتنهگریهای او بسیار است.
اما خفیف ترین عذاب جهنم متعلق به ابوطالب عموی پیامبر صلی الله علیه وسلم است که او اندکی از آتش به قوزکش می رسد که با این حالت باز مغزش را به جوش میآورد :
امام مسلم از ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت میکند که رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمودند:
«خوشبختترین معذب در جهنم کسی است که دو کفش آتشین را بر او بپوشانند، که بر اثر آن مغزش به جوش آید».
بخاری از نعمانبن بشیر رضی الله عنه روایت میکند که از رسول خدا صلی الله علیه وسلم شنیده که میفرمودند:
«کمترین عذاب اهل آتش در قیامت، عذاب فردی است که یک پاره آتش را در گودی پایش گذارند و مغزش به جوش آید».
بخاری از نعمانبن بشیر رضی الله عنه روایت میکند که رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمودند:
«سبکترین عذاب جهنم در قیامت عذاب فردی است که دو پاره آتش را در گودی پایش قرار میدهند و مغزش همچون دیگی بزرگ و ظرفهایی که در آن آب جوشانده میشود به جوش میآید».
مسلم از ابن عباس روایت میکند که رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمودند:
«سبکترین عذاب جهنم به ابوطالب میرسد او دو کفش [آتشین] پوشیده که بر اثر آن مغزش به جوش میآید».
و اما بالاترین منزلت بهشت مکانی است که فقط مخصوص پیامبر صلی الله علیه وسلم است چنانکه در صحیح مسلم از عبدالله بن عمروبن العاص روایت شده که رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمودند:
«هر گاه صدای مؤذن را شنیدید، جملات او را تکرار کنید، سپس بر من درود فرستید، زیرا هر کس یک بار بر من درود فرستد، خداوند ده بار بر او درود میفرستد. سپس از خداوند وسیله را برای من تقاضا نمایید که آن منزلتی در بهشت است که فقط یکی از بندگان خدا سزاوارش خواهد بود و من امیدوارم که آن کس من باشم، هر کس وسیله را برای من طلب کند، شفاعتم بر او حلال خواهد گشت».
و اما پایینترین منزلت بهشت متعلق به مسلمان گناهکاری است ولی در دنیا با وجود معاصی اهل توحید بوده و هرگز برای الله تعالی شرک قرار نداده است که او در قیامت به سبب گناهانش به دوزخ می رود ولی بعدا پس از پاک شدن از گناهان خداوند او را از جهنم بیرون می آورد و به مکانی از بهشت می برد که اندازه آن ده برابر این دنیاست. چنانکه امام بخاری از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت میکند که رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمودند:
«من آخرین فردی که از جهنم بیرون میآید و به بهشت داخل میشود را میشناسم. او فردی است که سینهخیز از جهنم بیرون میآید. خداوند به او میگوید: برو و به بهشت داخل شو. در هنگام ورود تصور میکند که بهشت پر شده است، برگشته و به خدا میگوید: خداوندا! بهشت پر شده است. خداوند میفرماید: برو و به بهشت داخل شو، ملک تو در آن به اندازه دنیا و ده برابر آن است. او میگوید: یا رب تو مالک و فرمانروا هستی و من را مسخره میکنی؟ رسول خدا صلی الله علیه وسلم خندیدند تا اینکه دندانهای آسیایش نیز نمایان گشت. گفته میشود: این پایینترین منزلت اهل بهشت است».( مسلم نیز روایت کرده است)
اما در مورد وضعیت آخرین فردی که از جهنم خارج می شود حیث دیگری است که امام مسلم از طریق زهری از عطاء بن یزید لیثی از ابوهریره حدیثی طولانی از پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم روایت میکند که در آن آمده است:
« وقتی که خداوند از قضاوت بین بندگان فارغ شود، تصمیم میگیرد هر آن کس را که بخواهد با رحمتش از جهنم بیرون آورد. به فرشتگان دستور میدهد: هر کس به خدا شرک نیاورده و با گفتن «لاالهالاالله»، خداوند اراده رحمت به او کرده را از جهنم خارج سازند، فرشتگان آنها را در جهنم میشناسند، اثرات وضو آنها را مشخص میکند. چون خداوند سوزاندن اثرات وضو را بر آتش حرام کرده است، آنها در حالی که سوخته و سیاه گشتهاند، از جهنم بیرون میآیند، آب زندگی بر آنان ریخته شده و آنان همچون دانه در گل و لای سیلاب میرویند. سپس خداوند از قضاوت بین بندگان فارغ میگردد، مردی میماند که رویش به طرف آتش است، او آخرین کسی خواهد بود که وارد بهشت میگردد. میگوید: خداوندا! رویم را از آتش دور ساز، بوی آن مرا مسموم کرده و شعلههایش مرا سوزانده است و عاجزانه مدتی به نیایش میایستد. خداوند میگوید: اگر این را به تو دادم، تعهد میدهی که دیگر چیزی نخواهی؟ جواب میدهد: دیگر هیچ چیز نمیخواهم و بر آن عهد و پیمان میبندد. خداوند چهرهاش را از آتش برمیگیرد، وقتی رو به بهشت میکند، پس از مدتی سکوت دیگر بار میگوید: خداوندا! مرا به در بهشت نزدیک گردان. خداوند میگوید: مگر قول ندادی و عهد نبستی که دیگر چیزی درخواست نکنی، وای بر تو ای بنیآدم! چقدر بدجنسی. او به دعا و نیایش ایستاده و عاجزانه از خدا طلب رحمت میکند، خداوند میگوید: آیا جز این درخواست چیز دیگری نخواهی خواست؟ گوید: سوگند به عزتت خیر، و عهدها و پیمانها میدهد. او را به بهشت نزدیک میکند. وقتی از بیرون، بهشت و تمام نعمتهای بهشتی را مشاهده میکند، پس از مدتی سکوت دیگر بار میگوید: خداوندا! مرا به بهشت داخل گردان. خداوند میگوید: مگر تو عهد نبستی که دیگر چیزی نخواهی! وای بر تو ای بنیآدم ، میگوید: خداوندا نمیخواهم بدبختترین بندگانت باشم و پیوسته دعا و نیایش میکند ... خداوند به او میگوید: به بهشت داخل شو و تمام آرزوهایت را به زبان بیاور. او تما آرزوهایش را میگوید تا جایی که خداوند نیز به او یادآوری میکند. بعد از برآورده شدن تمام آرزوهایش خداوند میگوید: حال در اینجا دو برابر تمام آرزوهایت در ملک تو خواهد بود».
والله اعلم
وصلی الله وسلم علی محمد و علی آله و اتباعه الی یوم الدین
سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت
IslamPP.Com
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۰۹﴾