قصر کردن نماز مسافر چه گونه است ؟ مسافر کیست؟
قصر کردن نماز مسافر چه گونه است ؟ مسافر کیست؟
سوال: قصر کردن نماز مسافر چه گونه است ؟ مسافر کیست؟ ایا کسی که به مدت دو سال در یک جا به منظور کار یا تحصیل می ماند ولی دلیل ماندنش فقط همین ها است و بعد از ان می خواهد به شهر خود برگردد می تواند هر دو سال را قصر کند؟ ایا قصر کردن واجب است؟ از چه مسافتی به بعد می توان نماز را قصر کرد؟
الحمدلله،
سفر جمع سافر و مسافرون جمع مسافر است و سفر و مسافرون دارای یک معنا هستند و سفر یعنی خارج شدن انسان از بناها و سازههای اقامتگاهش به قصد مکانی آنقدر دور که قصر کردن نماز آنجا درست باشد. (معجم لغة الفقهاء، دکتر محمد رواس، ص (219).)
انواع سفر:
1- سفر حرام : سفری است که شخص برای انجام کاری که خدا یا رسولش صلی الله علیه وسلم آن را حرام کردهاند، سفر میکند، مثل : کسی که برای تجارت مشروب، کارهای حرام و راهزنی سفر میکند، یا سفر کردن زن بدون همراه بودن محرم با او.( المغنی، ابن قدامه مقدسی (3/115) و الشرح الممتع، ابن عثیمین (رح) (4/492).)
2- سفر واجب : مثل : سفر برای انجام فریضة حج یا عمرة واجب یا جهاد واجب.
3- سفر مستحب : مثل : سفر برای عمرة غیر واجب یا حج سنت یا جهاد سنت.
4- سفر مباح : مثل : سفر برای تجارت چیزهای مباح و کلیه کارهای مباح.
5- سفر مکروه : مثل : سفر کردن انسان بدون همراه داشتن رفیق در سفر، مگر آنکه ناچار باشد(المغنی، ابن قدامه مقدسی (3/114-117) و الشرح الممتع، ابن عثیمین (رح) (4/491-492).). چون پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده : «اگر مردم در مورد تنهایی، آنچه را من میدانم بدانند، هیچ سواری در شب تنها نخواهد رفت». صحیح بخاری (2998).
این تمام انواع سفرهایی بود که علما آن را بیان کردهاند، پس برای انسان مسلمان واجب است که به سفر حرام نرود و شایسته است که از سفر مکروه نیز دست بکشند، و تمام سفرهایش را در سفر واجب، مستحب و مباح خلاصه کند.
امام ابوحنیفه، شیخ الإسلام ابن تیمیه و بسیاری از علما گفتهاند که قصر نمازها حتی در سفر حرام نیز درست است. شیخ الإسلام ابن تیمیه میفرماید : (و دلایل در این باره قول کسی را تأیید میکنند که میگوید، قصر نمازها و شکستن روزه مربوط به مطلق سفر است و اختصاص به سفری خاص ندارد، بلکه شامل تمام حالات سفر است، و این سخن صحیح و درستی است، چون در قرآن و سنت نیز مطلق سفر بیان شده است). مجموع الفتاوی (24/109).
مستحب است مسافر با خانواده، نزدیکان، اهل علم، همسایهها و یارانش خداحافظی کند. پیامبر صلی الله علیه وسلم میفرماید : (کسی که میخواهد به سفر رود به کسی که جانشین خودش میکند بگوید : (أستودعکم الله الذی لا تضیع و دائعه) شما را نزد خدا به امانت میگذارم، خدایی که اماناتش را از بین نمیبرد). مسند احمد (2/403)،
قصر کردن یعنی کوتاه نمودن،و قصر نماز یعنی اینکه نمازهای چهار رکعتی را دو رکعت خواند و قصر نمودن برای نماز صبح و مغرب جایز نیست.
قرآن، سنت و اجماع علما بر قصر کردن نماز در سفر دلالت دارند:
1- قرآن :
خداوند میفرماید :
« وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِی الأَرْضِ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُواْ مِنَ الصَّلاَةِ ». (نساء / 101)
یعنی:«اگر در زمین سفر کردید گناهی بر شما نیست اگر نمازهایتان را کوتاه کنید ».
از یعلیبن امیه روایت است که میگوید، به عمربن خطاب رضی الله عنه گفتم : خداوند میفرماید : (گناهی بر شما نیست اگر نمازهایتان را کوتاه کنید در حالی که از کافران میترسید که به شما دستدرازی کنند) ولی اکنون که مردم در امنیت به سر میبرند باز نمازهایشان را کوتاه کنند. امام عمر رضی الله عنه فرمود : از آنچه که تو دربارة آن تعجب کردی، من هم تعجب میکردم از پیامبرصلی الله علیه وسلم در مورد این مسئله سؤال کردم، فرمودند : (این صدقهای است که خداوند به وسیلة آن بر شما نیکی کرده، پس صدقة خدا را قبول کنید). مسلم (686).
2- سنت : اخبار در مورد اینکه رسول خدا صلی الله علیه وسلم در سفرهایش ـ حج، عمره یا جهاد ـ، نمازش را قصر میکرده، به شهرت فراوان رسیده است.
عبداللهبن عمررضی الله عنه میگوید : (در تمام مدتی که با رسول خدا صلی الله علیه وسلم بودم، هیچگاه در سفر از دو رکعت نماز بیشتر نمیخواند، و ابوبکر و عمر و عثمان رضی الله عنهم نیز چنین بودند).( متفق علیه، بخاری (1102)، مسلم (689). از عایشه رضی الله عنها روایت است که فرمود : (خداوند ابتدا نمازهای واجب را چه در سفر و چه در غیر سفر به صورت دو رکعتی فرض نمود سپس تعداد رکعات نمازهای واجب در غیر سفر افزایش یافتند ولی در سفر به حالت دو رکعتی باقی ماندند).
و باز در روایتی که بخاری از امالمؤمنین عایشه روایت کرده است، آمده : (نماز در اول دو رکعت فرض شد، سپس پیامبر صلی الله علیه وسلم به مدینه هجرت کرد، و نماز چهار رکعت فرض شد، و نماز مسافر به حالت اولیهاش باقی ماند). متفق علیه، بخاری (350-1090-3935)، مسلم (1570). امام احمد بر این روایت اضافه کرده که (به غیر از نماز مغرب، که آن نماز وتر روز است و به غیر از صبح، چون در آن قرائت به درازا میکشد). مسند احمد (6/241)،
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که، میگوید : (خداوند نماز را بر زبان پیامبرتان صلی الله علیه وسلم در غیر سفر چهار رکعت و در سفر دو و در هنگام ترس یک رکعت فرض گرداند) مسلم (687).
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت است که : (نماز چهار رکعتی را با پیامبر صلی الله علیه وسلم در منی دو رکعتی میخواندم، و با ابوبکر و عمر نیز ـ در زمان خلافتشان ـ در منی نمازهای چهار رکعتی را دو رکعت میخواندم، چقدر دوست دارم به جای این چهار رکعت، دو رکعت قبول شده بخوانم). و در لفظی دیگر این چنین آمده : (نماز چهار رکعتی را با پیامبر صلی الله علیه وسلم دو رکعتی میخواندم و با ابوبکر و عمر نیز ـ در زمان خلافتشان ـ نمازهای چهار رکعتی را دو رکعت میخواندم، سپس اختلاف در بین شما افتاد چقدر دوست دارم به جای این چهار رکعت، دو رکعت قبول شده بخوانم). متفق علیه، بخاری (1084)، (1656)، مسلم (695).
3- اجماع : اجماع علما بر این است که اگر کسی به سفری رود که در آن مثل سفر حج، عمره، جهاد میتواند نماز را کوتاه کرد، برایش جایز است که نمازهای چهار رکعتی را دو رکعت بخواند.( مسند احمد (2/108)، شیخ البانی در ارواء الغلیل (564) آن را صحیح دانسته است. ) و اجماعشان بر این است که نماز مغرب و صبح را نمیتوان کوتاه کرد). الإجماع، ابن منذر، ص (46) و المغنی، ابن قدامه (3/105).
کوتاه کردن نماز در سفر از تمام خواندن آن بهتر است و حتی بعضی از علما آنرا واجب می دانند.
بخاطر روایت عبداللهبن عمر رضی الله عنه که میگوید، رسول خداصلی الله علیه وسلم فرمودند : (خداوند دوست دارد که به رخصتهایش عمل شود، همچنان که دوست ندارد به نافرمانیش عمل شود) و در روایتی دیگر آمده : (خداوند دوست دارد که به رخصتهایش عمل شود، همچنان که دوست دارد به سختیهایش نیز عمل شود). (طبرانی در المعجم الکبیر (11880) و شیخ البانی در ارواء الغلیل (3/11) شماره (564)، آن را صحیح دانسته است.)
شیخ الإسلام ابن تیمیه (رحمه الله) میگوید : (علما در مورد قصر کردن نماز در سفر، و آیا قصر کردن حرام یا مکروه است؟ یا ترکش بهتر است؟ یامستحب است؟ یا هر دو یکسان است؟ دچار اختلاف شدهاند، و بر 5 قول تقسیم شدهاند :
1) قول کسانی که میگویند : تمام خواندن نمازها بهتر است، مثل یکی از اقوال امام شافعی.
2) قول کسانی که بین قصر یا تمام خواندن را یکسان دانستهاند، مثل : بعضی از اصحاب امام مالک.
3) قول کسانی که میگویند : قصر خواندن نمازها بهتر است، مثل قول صحیح امام شافعی و یکی از روایاتی که از امام احمد شده است.
4) قول کسانی که میگویند : قصر خواندن نمازها واجب است، مثل قول ابوحنیفه، و امام مالک در یکی از روایاتی که از او شده است.
5) قول کسانی که میگویند : قصر خواندن نمازها، سنت است و تمام خواندن آنها مکروه است، که این قول، صحیحترین اقوال میباشد، و به همین خاطر نیت آوردن برای نماز قصر نزد اکثر علما مثل، ابوحنیفه، مالک، احمد در یکی از اقوالش، واجب نیست). مجموع الفتاوی (ج 24/ ص 9، 10، 21-22).
اگر مسافر نماز چهار رکعتیش را به صورت تمام بخواند، نمازش درست است، ولی با عمل افضلتر ـ دو رکعت خواندن نماز ـ مخالفت کرده است، زیرا امالمؤمنین عایشه رضی الله عنه بعد از فوت پیامبر صلی الله علیه وسلم در سفر نمازهایش را به صورت تمام میخواند و امام عثمان رضی الله عنه نیز در منی نمازهایش را به صورت تمام میخواند (مسلم (685)، بخاری (1084)) ولی آن عملی که پیامبر صلی الله علیه وسلم در سفرهایش بر آن مداومت داشته ـ یعنی کوتاه کردن نمازها ـ بدون شک عملی بهتر و برتر است.
اگر شخص نمازی را در غیر سفر فراموش کرده باشد و بعداً در سفر یادش آید که آن را نخوانده است، بر اساس فتوای اجماع علما واجب است که آن را به صورت تمام بدون قصر کردن بخواند. چون نماز چهار رکعتی در غیر سفر بر او فرض شده پس جایز نیست که در آن نقص ایجاد کند. و او در اصل قضای نماز فوت شده را میکند که آن نماز هم چهار رکعتی بود.
اما اگر شخص نمازی را در سفر فراموش کرده و بعداً در غیر سفر یادش آید که آن را نخوانده است، امام احمد در مورد آن میگوید : شرط احتیاط آن است که نمازش را به طور تمام بخواند و امامان اوزاعی، داود و شافعی در یکی از اقوالش چنین فتوا دادهاند، و امامان مالک، ثوری و اهل رأی میگویند : آن را به صورت نماز سفر بخواند، زیرا او قضای نماز فوت شده را میکند و فقط دو رکعت نماز هم از او فوت شده است المغنی، ابن قدامه (3/141-142)، والله اعلم.
علامه محمدبن صالح العثیمین در مورد کسی که نمازی را در سفر یادش رفته و سپس در غیر سفر یادش میآید، قول راجح را این دانسته که آن نماز را بصورت قصر بخواند، چون آن نماز در سفر بر او واجب شده و نماز سفر دو رکعت است، پس لازم نیست تمام خوانده شود، بر این اساس این مسئله دارای 4 شکل میباشد :
1) نماز سفر را در سفر یادش میآید، پس آن را به صورت قصر میخواند.
2) نماز غیر سفر را در غیر سفر یادش میآید، پس آن را به صورت تمام میخواند.
3) نماز سفر را در غیر سفر یادش میآید، پس بنابر قول صحیح آن را بصورت قصر میخواند.
4) نماز غیر سفر را در سفر یادش میآید، پس آن را به صورت تمام میخواند. الشرح الممتع، ابن عثیمین (4/517-519)، (5/542-543).
و اگر شخص نمازی را در سفر فراموش کرد و در همان سفر یا سفر دیگری یادش آمد، آن را به صورت قصر قضا کند، چون آن نماز در سفر بر او واجب شده و در سفر نیز آن را ادا کرده است. المغنی، ابن قدامه (3/142).
مسافت لازم برای قصر کردن نماز در سفر:
شیخ الإسلام ابن تیمیه (رحمه الله) میگوید : (در مورد حد سفری که خداوند، شکستن روزه و قصر کردن نماز را به آن مرتبط کرده مردم دچار اختلاف شدهاند، گفته شده :
مدت زمان سه شب است، مدت زمان دو روز است، کمتر از دو روز است، حتی گفته شده : مدت زمان یک مایل است، و کسانی که حد سفر را با مسافت مشخص کردهاند، بعضی گفتهاند : 48 مایل، بعضی گفتهاند : 46 مایل، بعضی دیگر گفتهاند : 45 مایل، گفته شده : 40 مایل، کسانی که میگویند حد سفر، مدت زمان سه روز است، به روایت مسح مسافر بر خفین به مدت سه روز و سفر نکردن زن مسافت سه روز را مگر همراه محرمی استفاده کردهاند. و کسانی که گفتهاند : حد سفر مدت زمان دو روز است، بر اقوال ابن عمر و ابن عباس اعتماد کردهاند). مجموع الفتاوی (ج 24/ص 38-40) و ابن تیمیه در ادامه میفرماید : (ابن حزم گفته : هیچ کسی را ندیدم که در کمتر از یک مایل، نمازش را قصر کند) مجموع الفتاوی (ج 24/41).
جمهور اهل علم بر این مسئله اتفاق نظر دارند، مسافت سفری که در آن نماز قصر میشود، 4 برد است. و هر برد مسافت نصف روز و آن هم 4 فرسخ است و هر فرسخ 3 میل است، پس نزد جمهور اگر طول سفر انسان 16 فرسخ یا 48 میل باشد میتواند نمازش را کوتاه کند. و این برای انسان مسلمان بهتر است.
ولی بعضی از علما میگویند که حداقل محدوده مسافت سفر با عرف مشخص میشود و با کیلومترهای تقریبی معین نمیشود، آنچه از لحاظ عرف به عنوان سفر محسوب شود به آن سفر گویند و اگر از لحاظ عرف به عنوان سفر محسوب نشود به آن سفر نمیگویند. که این رای ارجح است.
اگر انسان بعد از داخل شدن وقت نماز سفر کرد، برایش جایز است نمازش را قصر کند، چون او قبل از خارج شدن وقت نماز سفر کرده است. ابن المنذر میگوید : (کلیة کسانی که از اهل علم به یاد دارم، بر این مسئله ـ جملة قبلی ـ اتفاق نظر دارند، و این فرمودة امام مالک، اوزاعی، شافعی، اهل رأی و یک از اقوال مذهب حنبلی میباشد، والله اعلم).
این قول را ابن عثیمین نیز برگزیده و میگوید : (اگر وقت نماز داخل شد و او در شهرش بود، سپس سفر کرد، او میتواند نمازش را قصر کند، و اگر وقت نماز داخل شده و او در سفر بود، سپس وارد شهرش شد، نمازش را به صورت تمام میخواند بر مبنای وضع و حالتی که در آن نماز را انجام میدهد). الشرح الممتع (4/523).
حال اگر شخصی برای تحصیل یا کاری به مدتی طولانی موطن خود را ترک کند چه حکمی دارد؟
اگر مثلا دانشجویی در دانشگاه یا شهری که در آنجا درس می خواند ،مقیم شود مثلا در خوابگاه یا خانه اجاره ای،در اینصورت قصر نمودن نماز جایز نیست زیرا وی دیگر مقیم آنجا شده ولی اگر هر هفته رفت و آمد کند مثلا هفته ای چند روز جهت تحصیل به شهر محل دانشگاه برود،در اینصورت می تواند قصر کند.
البته علما در این باره اختلاف کرده اند و نزدیک به 10 قول وجود دارد،بعضی از فقها گفته اند تا بیشتر از 4 روز اقامت در جایی دیگر قصر جایز نیست ( مالکیه و شافعیه و حنابله)و برخی گفته اند 15 روز( ابوحنیفه) و برخی 20 روز ( ابن حزم و شوکانی) و حتی برخی گفته اند بصورت دائم!( ابن تیمیه)
ولی حقیقت آنست که چون در باره ی مدت آن از کتاب و سنت بصورت مشخص نصی وارد نیست،بنابراین رای ارجح آنست که اگر شخصی مسافرت نماید و سپس در آنجا اقامت کند در اینصورت قصر بر وی جایز نیست.
مثلا شخصی را در نظر بگیرید که از اصفهان به تهران به قصد کاری مسافرت می کند،و او در مدتیکه در تهران است مدت یک هفته در نزد یکی از فامیلهایش می ماند و یک هفته در نزد دوستش و به همین ترتیب تا زمانیکه کارش تمام می شود،او مقیم نیست و بنابراین می تواند قصر کند.ولی اگر او در تهران مکانی را برای اقامت می یابد بطوریکه آن مکان به منظور دارالاقامه او محسوب شود،در اینصورت او دیگر مقیم است زیرا خانه خود را دارد و لذا قصر بر وی جایز نیست.پس دانشجویی که در خوابگاه است،آن خوابگاه دارالاقامه اوست و جایز نیست قصر کند.
والله اعلم
وصلی الله وسلم علی محمد و علی آله و اتباعه الی یوم الدین
صحیح فقه السنة سید سالم
IslamPP.Com
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۰۹﴾